مقدمه نبرد اقلیمی در سرزمین عشق
برخورد
سیب به سر آیزاک نیوتن،
باعث کشف نیروی جاذبه زمین شد. در نوشتن این داستان، جسمی به سر نگارنده برخورد
نکرد، اما برخورد گرد و خاک به چشمها و شُشهای ساکنین خاورمیانه، این فکر به ذهن
نویسنده خُطور کرد تا با ساده سازی نحوه تولید تا انتشار طوفان گرد و خاک، به
عوامل طبیعی و انسانی تشدیدکننده آن در این داستان پرداخته شود. به نوعی، سیب
نیوتن را کاشف جاذبه زمین کرد و ریزگرد نگارنده را رمان نویس.
جهت
کاهش وقوع و اثرات مُخرب این مخاطره که در سالهای اخیر با افزایش خشکسالی متاثر
از گرمایش جهانی در خاورمیانه بسیار شایع شده است، راهکارهای کنترلی و ترویج فرهنگ
منابع طبیعی و آبخیزداری، در داستانی با عنوان «نبرد برای سرزمین عشق» بازگو شده است و یک طرح ابداعی از انرژیهای تجدید
شونده در بیابانها و سواحل دریائی منطقه در جلد بعدی «این نبرد» پیشنهاد میگردد.
مسلم است؛ امکان کاهش رخداد و خسارات این مخاطره تا حدودی امکانپذیر است، ولی جلوگیری کامل از وقوع مخاطرات طبیعی، فراتر از توان بشری است. ترویج و آموزش غیرمستقیم فرهنگ منابع طبیعی و آبخیزداری، هدف اصلی این داستانهاست، اما برای اثرگذاری کامل و ایجاد کشش لازم برای پیگیری مخاطب، از گونهی ادبی (ژانر) داستانی سیاسی - اجتماعی استفاده شده است.
رگه های
متنوعی از وقایع علوم مختلفی سیاسی، اجتماعی، اقلیم شناسی (آب و هواشناسی) و روابط
بین الملل در قرن بیستم و یکم منطقه خاورمیانه، در تخیُل نویسنده با برخی از گمانه زنیهای
خیالی در هم آمیخته شده است. از وقایع مهم منطقه میتوان به حمله ارتش آمریکا به صحرای طبس در منطقه شرق کشور ایران در تاریخ پنجم
اردیبهشت سال 1359هجری شمسی (24 آوریل 1980 میلادی) و اشغال دو کشور افغانستان (شرق کشور ایران در سال 2001 میلادی)
و کشور عراق(غرب کشور ایران در سال 2003میلادی) تحت عنوان سرکوبی تروریسم (پس از
حمله یازده سپتامبر2001) توسط نیروهای ائتلاف ناتو اشاره نمود. این داستان در حدود
سال 2005 میلادی، مابین زمان دستگیر (2003میلادی) تا اعدام (2006میلادی) صدامحسین
- دیکتاتور عراق - اتفاق میافتد. آدلف هیتلر در زندان، کتاب «نبرد من» را نوشت؛ نگارنده
در دنیای پُر از گرد و خاک خاورمیانه،
زندانی شد و با ایده آتش به اختیار در زمینه توسعه فرهنگ منابع طبیعی و آبخیزداری،
«نبرد اقلیمی در سرزمین عشق» را نوشت.
در
تمام مذاهب الهی، گروهی اندک تندروی پیدا میشوند تا با سوءاستفاده از تعالیم
والای الهی به گسترش عقاید خرافی خود به طور زیرپوستی بپردازند. نویسنده با احترام
به ادیان بزرگ الهی (یهودیت، مسحیت یا اسلام)، تلاش نموده است تا رفتار افراطی
فرقه ای تخُیلی را برای ایجاد کشش در این داستان تجسم کند که در آن پیروان این
فرقه خیالی از تعالیم مذهب الهی و بزرگ یهود جهت حصول نتایج مدنظر خود سوءاستفاده
می کنند. تلاش وافر شده است تا هیچگونه اهانت یا تخریبی هر چند مختصر به مقدسات،
اماکن و بزرگان دینی انجام نشود. اگر موردی به طور سهوی پیدا و توسط هر بزرگواری
تذکر داده شود، به دیدهی منت قبول و اصلاح خواهد شد.
شاید
خواننده کتاب با عنایت به شخصیت اصلی داستان، برخی از ویژگیهای «ملکه اِستِر» را
به یاد بیاورد و باید دید آیا این شخص میتواند
جشن پوریم دیگری به راه بیندازد، تا اسم کتاب را به «بازگشت شَبَح ملکه اِستِر»
تغییر دهد. آیا چنین می شود؟ شباهت جابجا کردن او
به نزد عاشقش، مانند«ملکه
کلئوپاترا» و نوع
سفرش به «ملکه
بیابان» می ماند.
از این سه ملکه، چند خطی زیرنویس شده است. عملکرد شخصیت اول داستان همانند هر سه
آنان است. او برای مردمان خاورمیانه یک ضدقهرمان محسوب میشود و قهرمانان واقعی
هنوز فرصت عرضاندام در این داستان پیدا نکردهاند. جهت کوتاه کردن رفتار
غیراخلاقی شخصیت اول داستان، از جملات کوتاه یا علامت تعجب استفاده شده است و بابت
رفتار خارج از عرف این شخصیت خیالی از خوانندگان محترم داستان عذرخواهی میکنم.
برخی
از گفتگو مابین شخصیتهای داستان بطور تلویحی، هدف نویسنده به منظور آموزش مبانی
اولیه شناسایی تا مقابله با مخاطره گرد و خاک را دنبال میکند. سفر به مرزهای
مشترک بین کشورهای ایران، افغانستان و عراق برای توصیف صحنهها و واقعیات موجود با
جریان داستان، بطور مختصری انجام شده است. در نگارش این داستان، فارسی پاس داشته
شده و از کلمات خارجی، تنوین، اصطلاحات محاورهای تا جای ممکن استفاده نشده است. به
دلایل مختلف، این اثر بدون ویراستاری به چاپ رسیده است، بدین لحاظ از هرگونه
پیشنهاد و انتقادی به شدت استقبال خواهد شد.
✌
سلام. چگونه میتوان فایل را دریافت کرد؟
پاسخ دادنحذف